سلمان فارسی وهویت قومی و زبانی ایرانیان در فرهنگ تفسیری و حدیثی خراسان

سلمان فارسی وهویت قومی و زبانی ایرانیان در فرهنگ تفسیری و حدیثی خراسان

هفتم ماه صفر در تقویم ایران به عنوان روز بزرگداشت سلمان فارسی شناخته شده است. بی‌گمان وی در میان صحابهٔ بزرگ و تأثیرگذار نبی اکرم (ص) به لحاظ رجالی، نقطهٔ آغازین پیوند ایرانیان با آیین و تعالیم آن حضرت است. شخصیت سلمان فارسی در تاریخ و فرهنگ اسلامی واجد جنبه‌های متنوّعی است. لکن در این میان، پیوند او با حدیث نبوی فضیلت فارس در متون حدیثی و روایی و کوشش محدّثان و مورّخان خراسانی در قرون نخستین اسلامی از رهگذر یک رهیافت هویّت‌شناسانه جهت تعمیم مفهوم فارس به خراسان و بهره‌مند شدن از مزایای معنوی این حدیث فضیلت‌پرور نبوی شایان نگرش خاص است.

حدیثی که رسول اکرم (ص) در خطاب به سلمان فارسی و هموطنان او در مقام ذکر فضیلت اهل فارس فرموده‌اند و در تواریخ محلّی خراسان مورد عنایت ویژه قرار گرفته، در قالب نگاه همزمان به کتاب و سنّت تبیین گشته است. چنانکه محدّثان و مورّخان خراسانی اساس این موضوع را بر شأن نزول آیهٔ سوم سورهٔ جمعه مبنی بر «و آخرین منهم لمّا یلحقوا بهم»، قرار داده‌اند. بنابر تعبیر ایشان چون این آیه بر نبی اکرم (ص) نازل گردید، به سوی سلمان فارسی نگریست  و فرمود مراد از دیگران در این آیه قوم اویند.[1] این روایت در تفسیر آیهٔ مزبور در متون تفسیری نیز چون تفسیر الکشّاف مشهود است.[2]حاکم نیشابوری توضیح می‌دهد که این حدیث در صحیح امام مسلم نیشابوری مذکور است و در تفسیر آن یکی از اقوال را انتساب این آیه به عجم می‌نامد.[3] محدّثان خراسانی با استناد به حدیث مشهورِ «اگر بودی دین نزدیک پروین هرآینه فراگرفتی آن را مردانی از فُرس یعنی فارسیان»،[4]جهت تعمیم آن به همهٔ ایرانیان از جمله خراسانیان استدلال می‌کنند که اشارت نبی اکرم (ص) به سلمان فارسی و قوم او همهٔ فارسی‌زبانان تا اقصای بلاد خراسان است.[5] شایان ذکر است که صحیح مسلم ذیل باب فضل فارس، دو حدیث نبوی را یکی به سماع از ابوعبداللّه محمد بن رافع نیشابوری (متوفّی245) و عبد بن حُمَید کشّی (متوفّی249) با مضمون «لو کان الدّین عند الثّریّا لذهب به رجل من فارس» و دیگری به سماع از ابورجاء قتیبه بن سعید ثقفی بلخی (متوفّی240) با محتوای «لو کان الایمان عند الثّریّا، لناله رجال من هؤلاء» در فضیلت اهل فارس و هموطنان سلمان فارسی ضبط کرده است.[6] به نظر می‌رسد با توجه بر تأکید بر اشتمال فارس بر تمام فارسی‌گویان این موضوع از حیث فضیلت‌جویی برای اهل خراسان بار زبانی نیز داشته است. چنانکه صاحب فضایل بلخ می‌نگارد. «زبان بهشتیان فارسی دری است. و ایّوب شهید می‌گوید که پارسی دری زبان اهل بلخ است».[7] و نیز همو در این‌باره می‌نویسد: «در آثار آمده است که ملایکه که در گرد عرش عظیم‌اند، کلام ایشان به فارسی دری است و حسن بصری رحمه‌اللّه می‌گوید که اهل بهشت را زبان پارسی است. و نضر بن شُمَیل می‌گوید که پارسی دری زبان اهل بلخ است».[8] ذکر این نکته لازم است که ظاهراً واعظ بلخی در تعقیب تکاپوهای فکری معطوف به پردازش‌ها و هم‌پوشانی‌های اسلامی از شخصیت زردشت، ایّوب نبی را موسوم به ایّوب صابر و ایّوب شهید به جای زردشت می‌نشاند.

در اینجا موافق روایات زردشتی که خبر از کشته شدن زردشت در جنگ با مخالفان می‌دهند، ایّوب شهید خواندن وی توسّط صاحب کتاب فضایل بلخ معنی می‌یابد. در این راستا واعظ بلخی حسب یکی از روایات، بنای شهر بلخ را به  گشتاسب، ملک فارس و به امر ایّوب نبی نسبت می‌دهد. وی حتّی بلخ را مدفن گشتاسب و ایّوب نبی می‌خواند و می‌نگارد: «باقی عمر گشتاسب از این شهر به جای دیگر نرفت و هم در این خاک به خاک رفت و در میدان دفن کردند و این گورستان میدان که او را سر تل می‌خوانند و معروف است و به روایت حسن بصری رحمه‌اللّه، تربت ایّوب صابر صلوات‌اللّه علیه در همین میدان است».[9]

 

دکتر محمّدرضا ابوئی مهریزی

عضو هیأت علمی دانشگاه بین‌المللی اهل بیت (ع)

 


[1]. حاکم نیشابوری، تاریخ نیشابور، تلخیص و ترجمهٔ محمّد بن حسین خلیفهٔ نیشابوری، تصحیح محمّدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگه، 1375، ص 63، فامی هروی، شیخ عبدالرحمن، تاریخ هرات، تلخیص و ترجمهٔ ناشناس، با مقدّمهٔ محمّدحسن میرحسینی و محمّدرضا ابوئی مهریزی و با پیشگفتار ایرج افشار، تهران:مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1387، ص  136-137.

[2] . زمخشری خوارزمی، ابوالقاسم جاراللّه محمود بن عمر، تفسیرالکشّاف، تصحیح خلیل مأمون شیحا، بیروت: دارالمعرفه، 1430ق، ص1105.

[3] . حاکم نیشابوری، ص 63.

[4] . همو، ص 64، فامی هروی، ص 137.

[5] . حاکم نیشابوری، ص 63؛ فامی هروی، همانجا.

[6] . قشیری نیشابوری، مسلم بن حجّاج، صحیح مسلم، تصحیح احمد زهوه و احمد عنایه، بیروت: دارالکتاب‌العربی، 2013م، ص 1057.

[7] . واعظ بلخی، عبداللّه بن عمر، فضایل بلخ، ترجمهٔ محمّد بن محمّد حسینی بلخی، تصحیح عبدالحیّ حبیبی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1350، ص17.

[8] . همو، ص 29-30.

[9]. همو، ص 16- 17).